|
تا آزادی تمامی رفقای زندانی از پای نخواهیم نشست
|
شلاق زدن کارگران را محکوم می کنیم.
در تاریخ 27بهمن ماه 86 ، دادگاه تجدید نظر شهر سنندج ، برای 11 نفر از کارگران این شهر که در مراسم اول ماه مه 86 روز جهانی کارگر شرکت کرده بودند ، حکم شلاق و جریمه نقدی صادر کرد. این حکم تا کنون در مورد 3 نفر ازکارگران اجراء شده است.احکام محکومیت کارگران به جرم بر گزاری مراسم اول ماه مه در ادامه فشار هایی است که در چند ماه گذشته بر کارگران و فعالان کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی بطور مرتب اعمال شده است.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری چنین اعمال فشارهایی را به شدت محکوم کرده و خواستار لغو فوری احکام فوق است. و همچنین از تشکل ها ی مستقل کارگری بین المللی می خواهد نسبت به احکام فوق اعتراض کرده و بدینوسیله همبستگی طبقاتی خود را با طبقه کارگر ایران مستحکم تر نمایند.
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری
2/12/1386
کمیته دفاع از محمود صالحی
اتحاد کمیته های کارگری
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
انجمن حمایتی فرهنگی کارگران
جمعی از فعالین کارگری
یورش به کمونیسم انقلابی در ایران تاریخ دیرینه ای دارد و در این راه تا به اکنون هواداران نظام پوسیده ی فئودالی تا نازپروردگان بورژوازی گهگاه زنده ی ایران و مرتجعین مذهبی شرکت داشته اند.هدف همه ی این دشمنان تنها در یک چیز خلاصه میشود و آن وادار نمودن این جنبش ها به فراموش کردن هدف نهایی خویش و به عبارتی آشتی دادن مترقیان با وضع موجود است.
اما خوشبختانه در مورد دشمنی چون رژیم جمهوری اسلامی باید گفت اگر در گذشته با دشمنانی تاریخی روبرو بودیم اکنون با عده ای نوچه ی منفعت طلب روبرو هستیم که حتی موضع خود را بدرستی نمی شناسند. و درک درستی از ما ندارند...و به زعم من دشمنی که بجز چماق چیز دیگری نمیشناسد برای ما امتیاز مثبتی است در جهت پیشبرد هرچه سریعتر اهدافمان...
فعالیت غیر علنی:
دستگیری ها و بگیر و ببند ها ما را به عقب نرانده است بلکه به مثابه ی زنگ خطر جدی تلقی میشود تا دهه ی شصت دوباره تکرار نشود. بازداشتهای اخیر هیچ اهمیتی هم که نداشته باشد حداقل به مبلغین مذهب کمونیسم کارگری اثبات کرد که فعالیت علنی صرفا در خارج کشور امکانپذیر است و تا ریش فعالیت علنی شان در داخل در نیامده بایست جلوی هزینه دادن را گرفت و مبارزین را به زیرزمین ها کشاند. اگر قرار است مبارزه ای صورت بگیرد باید دیکتاتورها از ما در هراس باشند نه ما از آنها!
اکنون چند سال از حضور مجدد چپ ها در میان مردم گذشته و در این حضور حتی پاره ای از مبارزین غیر علنی مارکسیست هم با فریب افق به ظاهر روشن سران حزب کمونیسم کارگری !! به میدان آمدند و در تمامی آکسیوم ها و مناسبت های کارگری و دانشجویی دوشادوش فعالین علنی حضور داشتند. و به قول رفقای عضو در حزب کمونیسم کارگری خواستند که خود را بر جمهوری اسلامی تحمیل کنند. اما ببینید چه حاصلی از این کاشته برداشتیم؟ آیا آن پیوند ناگسستنی با خلق ستمدیده برقرار شد؟ آیا رژیم به عقب رانده شد؟ کدام حرکت عظیم مردمی را توانستند ایجاد کنند؟ (شاید تنها برای امثال حمید تقوایی ها بد نشده باشد چرا که با مصادره به مطلوب بسیاری از مسائل و حتی سوء استفاده از اسامی دانشجویان چپ برگی را بر شهرت خود و حزب مطبوعشان افزودند. اما اکنون بایست گفت دیگر به خطا رفتن بس است! و باید چاره ای اندیشید.
در حال حاضر تمامیت جنبش چپ بویژه در دانشگاهها و در میان جوانان خارج از دانشگاه که پتانسیل مبارزه ی انقلابی را دارند می باید خود را در قالب هسته های زیر زمینی بازسازی کنند.پس از اتفاقات اخیر با خشم و جدیتی بیش از پیش میتوان مبارزه را ادامه داد. با آگاهی رسانی بیشتر. اما به شیوه ای کاملا انقلابی! با اثبات کردن خود به به مردم ناامید فعلی ودر یک کلام عمل انقلابی میتوان به آنها فهماند که پشت و پناه محکمی دارند . به جای پول دادن برای برپایی مناسبت هایی که بهانه به دست رژیم ج.ا میدهد و جز باج دادن چیز دیگری در پی ندارد بایست اسلحه ی گرم تهیه کنیم! به جای آموزش های مذهبی گونه از کمونیسم و فعالیت های بی سر انجام طرز ساخت بمب های دست ساز را آموزش دهیم!
ما باید راه خود را به عنوان تنها راه رسیدن به سوسیالیسم و آزادی خلق ستمدیده ی ایران از بهره کشی و ظلم تثبیت کنیم. پس در این راه نباید منتظر دیگری نشست.اگر هر کس خود را موظف به مبارزه بداند کافیست. درهم کوبیدن دشمن دیگر نباید تنها در کتابها خوانده شود. بلکه باید خود دشمن هم بداند که این امر حتمی است. نا توانی و درماندگی رژیم زمانی اثبات میشود که با چریکهای کمونیست روبرو شود.پس به پا خیزید که پیروزی ازآن ماست!
( رفیق فریدون)
زمستان ۸۶
برای رفیق نادر:
رفیق پایداری ات ستودنی ست
برای تو می نویسم
برای رفیقی که تسلیم نخواهد شد
حتی اگر زبانش را به جرم فریاد و اعتراض ببرند
رفیق نادر بیرون از آن چار دیواری بند
چشم ها نگران تو اند و منتظر
که باز تو باشی با عطر گل گندم و یک سینه صفا
چشمان کودکان کوره پزخانه را میگویم رفیق
چشمانی که سهم شان تا این لحظه از زندگی تنها دیدن فقر و نکبت بوده
رفیق نادر! یادمان هست چهره ی برافروخته ات و طنین آن فریادت
در کلاسهای تنگ و تاریک کوره پزخانه های محمودآباد
که خورشید دیگری بود در نور افشانی...
(رفیق فرنوش)